روان شناسی فیزیولوژیک

  • مشاهده در قالب پی دی اف
     

روان شناسی فیزیولوژیک 

'گردآوری :ندا فریدنی

قلمرویی از روانشناسی است که به بررسی اساس زیستی رفتار می پردازد.

روانشناسی فیزیولوژیک با کلیه مباحث نوروفیزیولوژی، نوروآناتومی ونوروشیمی همپوشانی دارد.اما این همپوشانی مانع نمی شود که ما این مباحث را از هم جدا تصور نماییم.
اگر ما به عنوان روانشناس وارد قلمرو فیزیولوژیک شویم ←رفتار برای ما مهم است.بنابراین می توان با طراحی آزمایشاتی به چرایی و چگونگی یک رفتار از یک دیدگاه خاص(شناختی،اجتماعی ویا فیزیولوژیکی ) پاسخ داد.
برای مثال :در رفتار مشخصی مانند تشویق تیم ورزشی ،که همراه با حرکت ،سروصدا و... است،ما با دو دیدگاه روبرو می شویم.
 
  1. دیدگاه اجتماعی گوستاولوبرن[1] (روانشناس فرانسوی) : رفتار ناشی از تاثیرات اجتماع است. «جمع کثیرتودهتلقیناز دست دادن عقل انفرادی»
  2.   انسان هنگامی که در جمع کثیری قرار می گیرد، عقل شخصی خود را از این جهت که کیست؟،کجاست؟ودارای چه پست ومقامی است از دست می دهد و تابع جمع قرار می گیرد وبه پیروی از افراد دیگر هیجان خود را بروز می دهد. که عکس آن نیز میتواند روی دهدکه فرد به دنبال باخت تیم خود دچارافسردگی یا خشمگین شود. حال اگر شخصی سکوت نماید  وواکنشی از خود نشان ندهد، نشان گر آشفتگی روانی در وی می باشد.
 
  1. دیدگاه روانشناسی فیزیولوژیک : رفتار ناشی از بالا رفتن نوروآدرنالین خون در لحظه ی خاص است که باعث تولید انرژی وبروز هیجان می گردد.
 

رفتار انسان را می توان با رویکردهای مختلف(عاطفی،شخصیتی و...) مورد بررسی قرار داد که به مقدمات آن در  کتاب هیلگارد اشاره شده است.با وجود اینکه یادگیری حرکتی یک مبحث فیزیولوژیکی است ولی میتواند تحت تاثیر عناصر اجتماعی قرار گیرد،که چگونه میتوان در موقعیت های مختلف اجتماعی یک رفتار سر زده از انسان را تفسیر کرد.برای مثال در کاندید شدن دو نفر برای ریاست شورای شهرکه هر دو از نظر احتمالی شانس مساوی برای ریاست داشته باشند ،یک پذیرایی بین سخنرانی دو کاندید بر نحوه ی رای گیری اثرگذار است.[2]

 

رویکردی که در روانشناسی فیزیولوژیک به شخصیت ورفتار (یادگیری،عواطف،تفکر و...)انسان می شود با تاکید بر نوروآناتومی،نوروفیزیولوژی و نوروشیمی مورد بحث قرار می گیرد.

Øیادگیری از دیدگاه روان شناسی

یادگیری نوعی تغییر در رفتار است.هر زمانی که رفتار انسان به نحوی تغییر نماید،نوعی یادگیری اتفاق می افتد.این تغییر رفتار می تواند در جهت مثبت باشد یا منفی ویا رفتاری باشد که عملکردی شده باشد (از جایی شروع شده و به جایی ختم شود فراگیری ادب و متانت از والدین).رفتار خود آموخته شده است وهر تغییری هم که در آن رخ میدهد نیز آموخته می شود.که این تغییرات از رفتار یک موش در شرایط کنترل شده آزمایشگاهی ،تا شکل پیچیده آن در رفتار عمومی ما نمایان است.همه ی رفتارهای سرزده از فرد ،که به صورت خواسته یا ناخواسته  در انسان از دوران کودکی به بعد شکل   می گیرد ←ناشی از یادگیری است.در قلمرو روان شناسی فیزیولوژیک آن چه که وجود دارد،عینک فیزیولوژیک زدن برای تفسیر مفاهیم است.

تعریف جامع از یادگیری :
»پرداختن به مطالعه فرآیندهایی که باعث تغییرات نسبتا پایدار در رفتار می شود . »
1-    کتاب روان شناسی توده ها ،تالیف گوستاولوبرن،ترجمه کیومرث خواجویها.
2-       کتاب روان شناسی اجتماعی-حیوان اجتماعی،تالیف الیوت آرونسون،ترجمه دکتر حسین شکرکن.
در مغز انسان ،فقط %15 از کورتکس مربوط به حس وحرکت1 است که همه ی توانایی های بینایی، شنوایی، بویایی،چشایی و بساوایی را شامل می شود و%85 آن را بخش تداعی2(که شبیه یک نوار خام خیلی عالی است که می تواند سال ها برای پر شدن  مورد استفاده قرار بگیرد) در بر می گیرد .
 

 

 

آخرین بروز رسانی مطلب در دوشنبه ، 6 آذر 1391 ، 18:29

You are here روان شناسی ورزش ورفتار حرکتی روان شناسی فیزیولوژیک

طراحي شده توسط سايتک